حدود یک ماه پیش بود شاید هم بیشتررفتم بالا پشت بوم خونمون و صحنه عجیبی دیدم خیلی ترسیدم ولی بعدش ناراحت شدم جریان این بود : وقتی وارد پشت بوم شدم دیدم حدود 100تا کلاغ شاید بیشتر یا کمتر جمع شده بودن اونجاو یه سری هم پراکنده روی پشت بوم های اطراف و خیلی غیر طبیعی قارقار می کردن خوب این صحنه ترس هم داشت. اما وقتی اومدم پایین مامانم بهم گفت که کلاغ ها وقتی یکی از خودشون میمیره اینجوری جمع میشن و یه جورایی عزاداری می کنن چند روز بعد فهمیدم که جسد یه کلاغ بالاست...
جالب تر از اون اینه که از این جسد کلاغ هیچی نمونده ... نمی دونم کی این حیوونی را به این روز در آورده که پرپر شده، ولی با این حال هر روز یک کلاغ تو یه ساعت به خصوص میاد و کنار اون قارقار میکنه، البته قارقار که چه عرض کنم ضجه می زنه، آدم واقعاً عصبی می شه. این کلاغ هر روز میاد... بدون وفقه ... هر روز هم با ناله...
فکر کردم که شاید جفتش بوده که به این روز دراومده و حال اون اینطوری واسش دلتنگی میکنه باورتون میشه؟ کلاغ!!؟؟ ... موجودی که تقریباً کسی دوسش نداره،تو خیلی از قصه ها یه موجود بد و موذی معرفی شده ، تو خرافات ما بهش میگن « نحس »! تو داستانهای باستانی هم همیشه همراه با سیاهی و شر و جادو واین چیزا میاد. تا حالا فکر کردین چرا؟؟؟
ولی به نظر من اشتباهه! کلاغ هم مثل حیوونای دیگه اس بایه احساس پاک! باورم نمیشد این عشق و وفا داری رو تو این موجود ببینم همه موجودات روی زمین به جفتشون وفادارن به خصوص اونایی که فکرشم نمی کنیم مثلا کوسه...یا همین کلاغ!!!
پس چرا ما آدما اینطوری هستیم؟ در حد کلاغ هم نیستیم... موقعی که با هم هستیم قدر همدیگرو نمی دونیم وقتی همدیگرو از دست می دیم خیلی راحت فراموش می کنیم.
به جای اینکه کنار هم آروم بگیریم، به جون همدیگه می افتیم، واسه دوستیامون ارزش قائل نیستیم هر کس به تنهایی خودش پناه برده... عشق واقعاً دیگه مفهومی نداره چرا؟؟؟
چرا آدما به جای اینکه اتحاد کلاغ ها را ببینن و از خودشون خجالت بکشن از اون به عنوان یه موجود بدجنس یاد می کنن و به این حیوون با هوش میگن موذی!
چرا ما آدما همیشه هر چیزی رو اونجور که می خوایم تفسیر میکنیم؟
به نظر من طبیعت با تمام موجوداتی که توش زندگی میکنن زیبا و دوست داشتنیه ... و این ما هستیم که به صفات بد بال و پر میدیم...!
چرا ما وفاداری رو از طبیعت یاد نمی گیریم ؟
واسه چی اینقدر نسبت به همدیگه ،به عشقامون،به قشنگی ها و خوبی ها بی تفاوتیم؟ چرا؟؟؟
خوب جواب بدین. واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام دوستان. میدونم یه چند وقته رفتم مردم. ولی دست خودم نیست آخه من الان واسه خودم کلی شاغلم!!!
چه خبرا؟ چقدر سوت و کوره؟ چند وقت پیش یه کتاب کوچک تو کتابخونه خواهرم پیدا کردم که اسمش بود:« هفده داستان کوتاه کوتاه از نویسندگان ناشناس»
خوندمش و دیدم چند تاش تکراریه. ولی اونایی که احساس کردم یه ذره جدیدند رو گلچین کردم و حالا واستون میذارم.
بستنی
پسر بچه ای وارد یک بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یک لیوان آب برایش آورد. پسر بچه پرسید: یک بستنی میوه ای چند است؟ پیشخدمت پاسخ داد: 50 سنت. پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن کرد. بعد پرسید: یک بستنی ساده چند است؟ در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد: 35 سنت. پسر دوباره سکه هایش را شمرد و گفت: لطفاً یک بستنی ساده. پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال کار خود رفت. پسرک نیز پس از خوردن بستنی ، پول را به صندوق پرداخت و رفت. وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید حیرت کرد. آنجا کنار ظرف خالی بستنی ، 2 سکه 5 سنتی و 5 سکه 1 سنتی گذاشته شده بود ــ برای انعام پیشخدمت!!!
******************
دو تای دیگه هم گذاشتم تو ادامه مطلب.
ادامه مطلب
از پس پرده نگاه کن مثل شطرنجه زمانه
هر کی مثل یه مهره توی این بازی میمونه
یکی مثل ما پیاده یکی صد ساله سواره
یکی خانه به دوشه یکی دو تا قلعه داره
یک طرف همه سیاه و یک طرف همه سفیدن
روبروی هم یه عمره مارو دارن بازی میدن
آنها که اول بازی تو خونۀ توو من پیش پای اسب دشمن
اون همه سرباز چیندن
ببین امروز هم تو بازی میان شاه و وزیرند هنوز بدون حرکت
پشت ما سنگر میگیرن
تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون هم نمیشه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که آن شاه که به صد مهره نمی باخت
تاج از سرش تو میدون کشیدند لشکر پیاده انداخت
آن که مارا بازی میده
آن که مهره هارو چیده
آنکه نه شاهه نه سرباز
نه سیاهه نه سفیده...
از پس پرده نگاه کن . . .
سلام دوستانم. با وجود نتایج انتخابات و این شلوغی ها دیگه اونقدر خوشحال و پر انرژی نیستم. به خصوص که هفته دیگه کنکور دارم!!! حتما میگید خیلی بیکارم که اومدم اینترنت! ![]()
در هر صورت به عنوان یه ایرانی از اینکه فریبم میدن و هم وطنای عدالت خواهمو آزار میدن ابراز ناراحتی میکنم. کاش اینقدر جرئت داشتم که بهشون بپیوندم. . .![]()
دلم برای مردم ایران میسوزه که تا این حد سادن. شایدم خودشونو به خریت میزنن. دیروز میدون ولی عصر برای سخنرانی رئیس جمهور به اصطلاح منتخب پر بود. خیلی غم انگیزه که با کسایی هم وطنی که با کوچکترین جمله ای فریب میخورن و نظرشون در مورد یه شخص زیر و رو میشه... ![]()
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته![]()
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته![]()
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست![]()
جواب هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره![]()
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیذاره![]()
همه آزاد آزادن همه بی درد بی دردن![]()
تو روزنامه نمیخونی نهنگ ها خودکشی کردن![]()
جهانی رو تصور کن بدون نفرت وباروت![]()
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت![]()
جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی![]()
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی![]()
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه![]()
اگه با بردن اسمش گلوت پر میشه از سربه![]()
تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه س![]()
تموم جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس![]()
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم![]()
دیگه سهم هر انسانه تن هر دونۀ گندم![]()
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا![]()
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا![]()
سلام دوستان. می بینین پاییز اومده وسط بهار. هوا سرده ولی بارونش قشنگه. انگار این بارون و برف و هوای سرد تو گلوی هوا گیر کرده بوده. بیچاره هی خواسته تو زمستون همشو تخلیه کنه ولی ظالما جلوشو گرفتن و الان هوای معصوم ما با اجازه بهار مهربون داره دق و دلیشو خالی میکنه دیگه هیچ ظالمی هم مثل زمستون یا پاییز نیست که نذاره حرف دلشو بزنه ... واسه همین بارون های این چند روزه خیلی دلگیره. چون داره هوای غصه دارمونو سبک میکنه... هوایی که زیر بار این همه دود، زیر بار این همه فشار نمیدونه با کی و کجا باید درد و دل کنه و بگه
منم احساس دارم، منم عاطفه دارم
باور ندارین؟ ؟ ؟ اینم بارونم
خدایا شکرت![]()

بیا تا بارون باشیم
تا که از غبار غم پاک کنیم دلهارو
تا که از عاطفه سیراب کنیم گلها رو
تا مثل رنگین کمونا موقع رفتن بارون توی آسمون دلها بمونن خاطره هامون
افتخار میکنم به اینکه یک ایرانی هستم و در سرزمینی زندگی میکنم که روزی
کورش کبیر
بر آن فرمانروایی کرده و آن را آباد گردانیده است.

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز . شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کن.
شاد و موفق باشین.
- بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!
- موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!
- آب در "آب سرد کن" و ما تشنه لبان می گردیم!
- آب که سر بالا میره، قورباغه "هوی متال" میخونه!!!
- پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
- نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
- "کافی میت" نخورده و دهن سوخته!
- اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
- گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
- هری پاتر آخرش خوشه!
- قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
- گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل
- ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید
- ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
- بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
- یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom )
- سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
- آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب
سلام دوستان من. خوبید؟ دیگه روزای آخر سالو میگذرونیم. یه سال دیگه هم گذشت. سال خوبی بود؟ واسه من خوب بود. بهم کم خوش نگذشت با اینکه خیلی غم و غصه هم داشت ولی به طرز عجیبی با غصه هاش هم مشکلی نداشتم. شاید به علت وجود یه نفر. شاید کمک چندانی هم برام نبود. اما همین که بود و خودش برام یه غم نمیساخت خیلی غنیمت بود.......... هی... نمیدونم چرا همیشه آخر سال دلم میگیره.
شاداب باشید.
شاد باشید
یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
یه نفر تولدش مهمونیه ،همه میان
یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره
یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
دخترک می گه خدا چرا ما ... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،ربطی به شعرا نداره
آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
با نمی شه ، با نمی خوام ، با نشد ، با نداره

سلام دوستان گلم. خوبید؟ فکر کنم یه ذره دیر به فکر آپ زمستون افتادم. ولی خوب باور کنین سه چهار بار متنمو حاضر کردم و حتی ثبت زدم ولی به هر دلیلی نشد.
خوب محرم چی کار کردین؟ ولگردی؟ اینکه یه مورد کاملا طبیعیه. انگار دیگه هیشکی دقیقا نمیدونه تعطیلات محرم و این دهه واسه چی و کیه؟! فقط میدونه باید بره بیرون!
با امتحانا چی کار میکنین؟ من که کار خاصی نمیکنم. فکر کنم دارم سعی میکنم درس بخونم!
راستی میخواستم یکی از کارای ابتکاری خودم و دوستانم رو بنویسم واستون:
تولد استاد دیفرانسیلمون بود ( آقای کریمی نیا) و ما میخواستیم یه هدیه به ایشون بدیم. بعد از کلی فکر و فسفرسوزی تصمیم گرفتیم یه بیت شعر در قالب رشته ی ایشون که فوق العاده بهش علاقه دارن بگیم و موفق هم شدیم:
|
الا یا ایها الاستاد ادرکأساْ و مشتقها که دیف* آسان نمود اول ولی افتاد کنکور ها |
*دیف مخفف کلمه دیفرانسیل درس تخصصی رشته ریاضی ست.
خلاصه قرار گذاشتیم یه ساعت به خصوص که این بیت شعر رو هممون برای ایشون اس ام اس کنیم.
راستی اصلا فکر نکنید این بیت ربطی به شعر حافظ داره ها. نـه. این خیلی فرق میکنه!![]()
شاداب باشین. فعلاً
این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.
خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.
در حین خراب کردن دیواردربین ان مارمولکی را دید که میخی ازبیرون به پایش کوفته شده است.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد
این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی
می توانیم عاشق شویم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام حالتون خوبه؟ هوا داره سرد میشه. من امروز یه بدشانسی آوردم. از قضا من دیشب لباس های مدرسه مو شستم. روی پشت بوم پهن کردم تا خشک بشه. صبح وقتی رفتم بیارمشون تا اتو کنم دیدم خیس خیسه. دو ساعت با اتو خشک کردم و رفتم بیرون که دوباره بارون گرفت. در هر صورت من هم تاخیر خوردم هم خیس رفتم مدرسه!!!!
فعلا. شاد باشید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم یه سایت جالبه. اسمتونو بنویسین تصویرتونو بهتون میده.
به ادامه مطلب هم برید تا شخصیتتونو با نحوه امضا کردنتون ببینید.
ادامه مطلب

